فرصتی برای خنده

طنز و جوک و خنده فقط و فقط برای زیستن و خندیدن
۵ شهریور, ۱۳۸۸

نتایج و بازتاب های جلسه چهارم دادگاه متهمان حوادث اخیر

نویسنده: hamed - دسته‌ها: طنز سیاسی

صدهزار بار خدا را شکر می کنیم که ما شیعیان ایران برای نشان دادن حق و عدالت در جهان هستیم و نشان می دهیم که عدالت چیست و نه تنها عدالت را نشان می دهیم، بلکه آنرا اجرا می کنیم و اگر هم متهمان در حین اجرای عدالت زخمی شدند یا مننژیت گرفتند و کشته شدند، با تمام قدرت جلوی هر کسی که مانع از اجرای عدالت شود یا با تجاوز مخالف باشد، روزنامه اش را تا ته تعطیل می کنیم.

باز هم خدا را در این ماه مبارک شکر می گوئیم که این ماه صلح است و باید دعوا را متوقف کرد، وگرنه اگر رمضان نبود و عاشورا بود، جلسه دادگاه به جای صد متهم، هزار متهم داشت. لابد می پرسید که چرا اینهمه خدا را شکر می کنم؟ خدا را شکر می کنم که وقتی همه غیرمسلمانان بقول آقای جنتی حیواناتی هستند که می چرند و چون حیوان هستند، حتما عدالت هم در میان شان وجود ندارد، ما مسلمانان نه حیوان هستیم و نه می چریم.

و باز هم خدا را شکر می کنم که ما شیعیان مثل اهل سنت نیستیم که بقول علمای ما و آقای مصباح یزدی همه شان می روند جهنم و همه بهشت را می دهند به ما ایرانیان. و باز هم خدا را شکر می کنم که در ایران باستان که تا ۴۰۰ سال قبل در آن ستمشاهی بود و عدالتی وجود نداشت و از ۴۰۰ سال قبل هم تشیع صفوی بود، زندگی نمی کنم. و باز هم خدا را شکر می کنم که در عصر پهلوی که حکومتی ظالم و سفاک و خونریز و سایر چیزهای بد وجود داشت، زندگی نمی کنم. همین که در عصر جمهوری اسلامی زندگی می کنیم هزار بار جای شکر دارد، اگرچه ممکن است جای شکرش درد بگیرد، ولی هست.

البته جمهوری اسلامی هم که همه اش خوب نبود، تا وقتی بازرگان و بنی صدر بودند که دولت دست مسلمین نبود. بعد هم که میرحسین آمد که بقول آقایان منافق بود و بعد هم که هاشمی آمد که بقول برادران حکومت از طرف منافقان به سوی مستکبران و منحرفان رفت و اصلا حاکمیت اسلام وجود نداشت، بعد هم که خاتمی آمد که دولتش از صدر تا ذیل منحرف بود و حالا همه وزرایش و وکلای آن دوره محاکمه می شوند تا غلط بکنند دیگر به جمهوری اسلامی خدمت نکنند. خلاصه کنم که خدا را شکر می کنیم که در عصر احمدی نژاد زندگی می کنیم که در تمام جغرافیا و تاریخ چهار سال در یک کشور بالاخره عدالت برقرار شد و ما داریم با چشمان گشاد و وق زده می بینیم عدالت یعنی چی.

جلسه چهارم دادگاه برگزار شد

چهارمین جلسه دادگاه متهمان کودتای مخملی سابق، اغتشاشات اسبق برگزار شد. در این جلسه سعید حجاریان به اتهام اینکه هنوز زنده است و مغزش برخلاف بقیه جسمش کار می کند و هنوز می تواند ببیند و هنوز می تواند بفهمد و بخواند، محاکمه شد. قاضی مرتضوی که در نقش دادستان تهران کیفرخواست صادر کرد، موفق شد که از سعید حجاریان اعتراف بگیرد. برای اینکه سعید حجاریان اعتراف کند، به جای دکتر ریاحی وکیل حجاریان که به زور استعفا داده بود، یکی از دوستان قاضی وکیل تسخیری او شد، و به جای اینکه حجاریان اعتراف کند، چون قدرت تکلم نداشت، یک نوشته قرائت شد، و آن نوشته به جای اینکه شبیه نوشته های حجاریان باشد، شبیه اعلامیه های سازمان تبلیغات اسلامی بود، و به جای اینکه حجاریان نوشته را بخواند، سعید شریعتی به زور مجبور شد آن نوشته را بخواند، و به جای اینکه افکار حجاریان مورد نقد قرار بگیرد، اندیشه های ماکس وبر و پارسونز و هابرماس و جان کین مورد نقد و محاکمه قرار گرفت.

سعید حجاریان در یکی از مهم ترین بخش های اعترافاتش که توسط مرتضوی در کیفرخواست آمده است، گفت: ” به واسطه ناصر هادیان، استاد دانشگاه تهران با نماینده بنیاد سوروس( کیان تاجبخش) آشنا شدم و دوبار با او ملاقات کردم. کتابی را به من داد، پس از تورق احساس کردم جای آن در کتب درسی دانشگاهی خالی است.”

نتیجه گیری علمی: انتشار کتاب یک اقدام مهم در ایجاد اغتشاشات چهار سال بعد است.

صفایی فراهانی اعتراف می کند

آقا! خداوند گفته اطلبواالعلم ولو بالصین، یعنی دنبال علم برو حتی به چین، نگفته که اطلبوالعلم ولو باللندن. الآن هم اگر کسی برای تحصیل به چین برود که مشکلی نیست، مشکل وقتی شروع می شود که دانشجویی به جای رفتن به چین، به آمریکا یا انگلیس یا فرانسه یا ایتالیا برود، گفتم ایتالیا یاد قرون وسطی افتادم. شما فکر می کنید در دادگاههای قرون وسطی چکار می کردند؟ این همه به دادگاه انگیزیسیون فحش می دهیم، یعنی چی؟ یک متهم را می آورند و او را به اتهام خواندن کتاب یا نوشتن آن یا بحث کردن درباره یک نظریه یا قبول نداشتن چیزی یا قبول داشتن چیزی محاکمه می کردند، بعد هم متهم را آتش می زدند و می رفت پی کارش. در جلسه دادگاه امروز صفایی فراهانی به هشت گناه بزرگ و انحراف بزرگ جبهه مشارکت اعتراف کرد.

اولین انحراف: مطالعه کتاب ومقاله در اینترنت و گوش دادن به رادیو و تلویزیون

دومین انحراف: هزینه سالیانه میلیونها دلار برای فعالیت های تبلیغی توسط آمریکا، انگلیس و هلند( در حقیقت استفاده از تلویزیون یعنی همان اتهام اولی.)

سومین انحراف: احداث شبکه های رادیویی و تلویزیونی در خارج( باز همان اتهام اولی)

چهارمین انحراف: ارائه اسناد مجعول و بهره گیری از افرادی چون سازگارا و گنجی( در حقیقت همان اتهام اولی.)

پنجمین انحراف: عدم برنامه ریزی مناسب در کشور به منظور خنثی کردن اقدامات شبکه های تلویزیونی فارسی زبان خارج از کشور( همان اتهام اولی)

ششمین انحراف: تحصیل افراد در خارج از کشور و ارتباط آنان با اساتید خود و دسترسی به جزوات دانشگاهی.

هفتمین انحراف: عدم اقناع افراد جبهه مشارکت از توزیع اطلاعات و خبررسانی داخل کشور.

هشتمین انحراف: تماس با اساتید دانشگاهی که وب سایت دارند توسط کسانی که زبان انگلیسی می دانند و در سایت های دانشگاهی مقاله می خوانند و این مقالات چون کوتاه و تاثیر گذار است روی آنها اثر می گذارد.

نتیجه گیری از اعترافات صفایی فراهانی

نتیجه اول: خواندن کتاب و مقالات علمی باعث اغتشاشات اخیر شده است.

نتیجه دوم: شنیدن اخبار و دیدن تلویزیون های فارسی زبان باعث انحراف شده است.

نتیجه سوم: دانشجویانی که به خارج می روند و درس می خوانند و تحقیق می خوانند منحرف می شوند.

نتیجه نهایی: هر نوع دانستن و فهمیدن باعث انحراف می شود.

نتیجه اخلاقی: رفتن به اینترنت برای دیدن سایت های سکسی یا چت کردن یا حتی اخبار سیاسی مشکل اصلی نظام نیست، مشکل حکومت دسترسی دانشجویان به مقالات علمی دانشگاهی است.

سند ننگین تاملات راهبردی

روزی که در سال ۱۳۷۹ رفتم در دادگاه حکمم را از قاضی مرتضوی بگیرم، مرتضوی گفت این هفته دارم فیلم دادگاه و پرونده و اسناد و اعترافاتت را می برم به خانه تا ببینم و حکم ات را تا شنبه صادر می کنم، شنبه بیا. به او گفتم: ” حالا پرونده یک چیزی، ولی فیلم را برای چی می بری خانه، مگر خودت در دادگاه نبودی که می خواهی دوباره فیلم را ببینی؟” گفت: ” چرا، بودم، ولی من فکر می کردم که تو در دادگاه اعلام ندامت کردی، در حالی که بی بی سی اعلام کرده که تو ما را در دادگاه مسخره کرده بودی، می خواهم بروم و فیلم را ببینم که آیا تو ما را مسخره کردی یا نه؟” گفتم: ” شما خودت در دادگاه بودی، بعد به حرف بی بی سی گوش می کنی، مگر خودتان متوجه نشدید چی گفتم؟” گفت: ” نه، حرف های تو را که ما نمی فهمیم، بی بی سی می فهمد.”

حالا حکایت سند تاملات راهبردی است، من، با زبان ساده و داده های معمولی درباره خودم حرف زده بودم و مرتضوی نمی دانست که من سر به سرش گذاشته ام، یا ابراز ندامت کردم، حالا فکر کنید یک کتاب مثل نوشته های ماکس وبر یا مثلا یک نوشته در مورد فلسفه سیاسی یا مثلا یک کتاب بشیریه را بدهی بخواند، طبیعی است که بخاطر هر جمله اش آدم را می تواند اعدام کند، وقتی نفهمد چه گفتی فکر می کند حتما به او فحش دادی.

دادستان در کیفرخواست اش نوشته است که سند تاملات راهبردی( کلا تاملات راهبردی چیز سختی است.) دارای مفاهیمی ” ننگ آور”، ” ضدملی”، ” ضداسلامی”، ” منحرف”، ” مجرمانه” و ” زشت” است. البته دادستان توضیح داده که نویسنده این جزوه ظاهرا یکی از اعضای مشارکت است که بازداشت نشده، اما کسانی که آن را خوانده اند و قبول ندارند و بقول دادستان ” این سند مورد تائید کل اعضا قرار نگرفته است” بازداشت شده اند.

برخی مفاهیم ننگ آور و زشت در سند تاملات راهبردی

” جمهوریت خوب است. کشور در حال سیر از اندک سالاری به یکه سالاری است. ضرورت گذار به دموکراسی وجود دارد. حاکمیت ایران توتالیتر، اقتدارگرای نظامی و سلطانی است. هدف جبهه مشارکت باید در دراز مدت مردم سالاری تمام عیار باشد. این جزوه حاکمیت را به دو بخش دموکراتیک و غیر دموکراتیک تقسیم کرده است.”

نتیجه اول: اگر هیچ دلیل برای توتالیتر بودن و سلطانی بودن حاکمیت نداشته باشیم، همین یک دادگاه مرتضوی و اینکه ۳۰۰ نفر از مخالفان حکومت که به دلیل اینکه طرفدار یک نامزد رسمی انتخابات بودند و به تقلب انتخاباتی معترضند، زندانی هستند، نشان می دهد حکومت سلطانی است.

نتیجه دوم: اینکه الآن یک بخش از حاکمیت توسط بخش دیگری از آن دارد محاکمه می شود، نشان می دهد که حاکمیت دو بخشی بوده.

نتیجه سوم: فساد و دزدی و آدمکشی چیزهای بدی هستند، ولی جمهوریت و دموکراسی و لیبرالیسم ننگ آور و زشت اند.

مهدی هاشمی، میلیاردر زاغه نشین

در دادگاه متهمان اغتشاشات خیابانی( براندازی نرم سابق و کودتای مخملی اسبق) یک آقایی به نام حمزه کرمی به اتهام اینکه در انتخابات سال ۱۳۸۴ مبلغ دو میلیارد تومان از بودجه سازمان بهینه سازی سوخت را از طریق مهدی هاشمی برای تبلیغات هاشمی رفسنجانی داده است، محاکمه شد و به این جرم اعتراف کرد. از این اعتراف نتیجه می گیریم:

نتیجه اول: مهدی هاشمی که بقول احمدی نژاد و سایر مخالفان هاشمی فقط یک قلم از توتال فرانسه ۵۰ میلیون دلار رشوه گرفته، برای دو میلیارد تومان، که ۴ درصد یک قلم رشوه اوست، محتاج است. نتیجه می گیریم که او قبلا دزد نبوده و بیخودی متهم می شد.

نتیجه دوم: هزینه ۲۸۰ میلیاردی تبلیغات احمدی نژاد در انتخابات سال ۱۳۸۸ که ده میلیارد آن را وزیر کشور( برگزار کننده انتخابات) داده است، و احمدی نژاد هم که خودش پولی ندارد، مهم نیست از کجا آمده، اما هزینه ۲ میلیاردی انتخابات چهار سال قبل مهم است.

و یک میلیونر زاغه نشین دیگر

در این هیروویری مسعود باستانی روزنامه نگار هم محاکمه شد. دادگاه که بارها اعلام کرده بود که کمک های مالی استکبار جهانی را به اصلاح طلبان فاش خواهد کرد موفق شد که یک پرونده مالی مهم را افشا کند. مسعود باستانی در دادگاه اعتراف کرد که مدت دو سال است که هر ماه ۳۰۰ تا ۳۵۰ دلار از رادیو چکاوک پول می گیرد. دادگاه فعلا ۳۵۰ دلار از ۷۰ میلیون دلار را کشف کرده، و برای پیدا کردن بقیه در تلاش است.

متهم، قبل از وقوع جرم

عبدالله رمضان زاده نیز متهم شد که در برنامه ریزی اغتشاشات خیابانی و انجام کودتای مخملی نقش داشته است. او که دو ساعت بعد از اعلام نتیجه انتخابات و ۴۸ ساعت قبل از اینکه کسی به فکر اغتشاش کردن بیافتد دستگیر شده است، در یک مصاحبه مطبوعاتی اعلام کرد که خبر ندارد که کودتا کرده است یا نه، به همین دلیل نمی تواند به چگونگی آن اعتراف کند.

نتیجه گیری اخلاقی: آدم برای کودتا کردن لازم نیست کاری کرده باشد، همین که متهم بشود کافی است.

۲۶ مرداد, ۱۳۸۸

اینجا ایرانه

نویسنده: hamed - دسته‌ها: دسته‌بندی نشده

ایران تنها جاییه که توش می شه با کمال نجابت هرزگی کرد

ایران تنها جاییه که توش “احمق” و “خفه شو” فحشه ولی پدرسگ و مادرفلان فحش نیست و موقع شوخی گفته می شه

ایران تنها جاییه که توش یه تاجر تا وقتی معروف نشده موفقه

ایران تنها جاییه که مردمش وقتی می خوان برن تفریح و گردش و پیاده روی سوار ماشین می شن

ایران تنها جاییه که بچه های زیر هجده سالش فیلمای منهای هجده نگاه می کنن و آدم بزرگاش برنامه کودکان

ایران تنها جاییه که فوتبالیستاش بخاطر گل زدن به تیم سابقشون از خوشحال غش می کنن

ایران تنها جاییه که پیر و جوونش همه دنبال فیلمای زبان اصلی هستن ، فقط بخاطر سانسورای مسجد ایران…ببخشید وزارت فرهنگ ایران

ایران تنها جاییه که هر چی مسئولش بیشتر رشوه بگیره بیشتر و زودتر ارتقا شغلی می گیره

ایران تنها جاییه که دانشگاهش جای دختر(یا پسر)بازیه

ایران تنها جاییه که سالن مطالعه ش مخصوص حرف زدن با موبایله

ایران تنها جاییه که پارکش مخصوص موتور سواریه

ایران تنها جاییه که چمنش جای آتیش روشن کردنه

ایران تنها جاییه که درختش مخصوص تاب بازیه

ایران تنها جاییه که وقتی شیر رفت جاش گرگ نشست و یه روباه تو نوبته که جای گرگ بشینه(نکته کنکوری)

ایران تنها جاییه که روباهش مصلحت نظامشو تشخیص می ده

ایران تنها جاییه که روباه و کفتار و گربه جزو خبرگانش هستن

ایران تنها جاییه که وقتی دو نفر(دختر و پسر)با هم آشنا می شن می رن تو گذشته همدیگه می گردن که ببینن مثلا وقتی پسره سه سالش بوده مادر بزرگش اونو بوسیده یا وقتی دختره دو سالش بوده داییش لپشو کشیده

و بالاخره ایران تنها جاییه که با این همه بدی و در حقیقت گندی که داره خاکش عزیزه و همه مون عاشقشیم

پس می زنیم پیک اولو به سلامتی خاک ایران

پیک دوم به سلامتی سه تن : ناموس و رفیق و وطن

پیک سوم به سلامتی سه کس : غریب و سرباز و بی کس

پیک چهارم به سلامتی روباهی که داره سعی می کنه جای ببر بشینه…ببری که خودش جای شیر نشسته(نکته کنکوری)

پیک پنجم سلامتی گاو…نه بخاطر گاو بودنش ، که بخاطر اینکه هیچوقت نمی گه “من”.همیشه می گه”ما”

پیک شیشم سلامتی همه نامردا…که اگه نبودن مردا مشخص نمی شدن

پیک هفتم سلامتی فائزه رفسنجانی…که اگه نبود دبی ورشکست می شد

پیک هشتم … هیییییی کجایی بابا؟آب شنگولی از خودت نیست شنگولی که از خودته.بسه بابا.پاشو کاسه کوزه تو جمع کن.بخاطر همینه وضع ایران اینجوریه دیگه

۲۳ مرداد, ۱۳۸۸

با کلمه گلشیفته جمله بسازید !

نویسنده: hamed - دسته‌ها: طنز سیاسی

بیش از سی نفر از مشهور ترین چهره های سیاسی ، ورزشی ، هنری و کتکی تا کنون جمله ساخته اند :

۱. خامنه ای: دشمن تمام تلاشش را مصروف کرده و مخفی هم نکرده و گفته است که میخواهیم گلشیفته را بدون حجاب روی فرش سرخ آورد و اینگونه به مجاهدین راه خدا دهن کجی کند .

۲- احمدی نژاد : بسم الله الرحمن … یا ایها الذین امنو …. اصلا ما در کشورمون گلشیفته نداریم . شما میتوانید بیائید به کشور ما و ببینید که اصلا در کشور ما زن وجود ندارد . این تبلیغات صهیونیستها و لابیگری آنها است .

۳- رفسنجانی : رفتیم خدمت امام فرمودند اکبرو زیرساختهای سازندگی کشور را طوری بساز که اگر دشمنان ایران گلشیفته را بردند روی فرش سرخ نتوانند هیچگونه صدمه ای به زیر ساختهای اسلامی بزنند.

۴- خاتمی: این که گلشیفته رفته است روی فرش قرمز بخشی از گفتگوی تمدنها است ..

۵- دکتر مددی ( دانشگاه زنجان ) : اگر این گلشیفته جان دانشجوی من در دانشگاه زنجان بود،اول یه دیدار با هم داشتیم بعد هم به زور اونو صیغه میکردم بعد هم یه نمره بیست میگذاشتم زیر ورقه اش !

ادامه مطلب…

شرایط ازدواج در شهر های مختلف ایران

نویسنده: hamed - دسته‌ها: طنز ازدواج

۱- در شهر خرم آباد از استان لرستان ؛ شرایط عبارتند از:

*داشتن باشگاه بدنسازی

*داشتن حداقل یک مقام نائب قهرمانی در مسابقات قویترین مردان ایران

*داشتن عکس یادگاری و امضا از فرامرز خود نگار و محراب فاطمی

*بازگرداندن کمک های مردمی مفقود شده در زلزله بم به مسئولان ذیربط!!!

*نکته:در صورتی که عضلات شکم شش طبقه باشند امتیاز ویژه محسوب خواهد شد!(۵ امتیاز)

۲- شهر تبریز از استان آذربایجان شرقی.شرایط عبارتند از:

*تلفظ حرف ق

*ادای کلمات قلقلک و قوز بالای قوز بدون کوچکترین اشتباه!

*دانستن جواب مسئله ۲X2 از لحاظ مختلف

*بلد بودن جک های متعدد درباره بچه های تهران

*داشتن مدال لیاقت و شجاعت از اداره فرهنگ و هنر تبریز جهت بستن بمب به کمر و منفجر کردن کامیون حامل جک های صادراتی تبریز به استان های همجوار.

ادامه مطلب…

۲۲ مرداد, ۱۳۸۸

جان هر کس که دوست دارید علی‌آبادی را عزل نکنید

نویسنده: hamed - دسته‌ها: دسته‌بندی نشده

همانطور که می‌دانید در رسانه‌ها اعلام شد که برخی از فدراسیون‌های ورزشی در حمایت از محمد علی‌آبادی، رئیس سازمان تربیت بدنی نامه‌ای را نوشته و برای احمدی‌نژاد فرستاده‌اند. راستش را بخواهید اینکه این نامه را خود تربیت بدنی آماده و برای امضا به فدراسیون‌ها فرستاده یا نه برای ما زیاد اهمیت ندارد. می‌خواهیم فرض کنیم که اگر یکسری از افراد بخواهند در حمایت از علی‌آبادی نامه‌ای نوشته و برای احمدی نژاد بفرستند چه می‌نویسند:
علی کریمی: جناب آقای احمدی نژاد سلام علیکم، با توجه به اینکه بنده به اتفاق یکسری از بازیکنان دیگر در دوران مدیریت آقای علی‌آبادی این فرصت را پیدا کردیم که در حمایت از معترضان مچ‌بند سبز ببندیم و شاید در مدیریت فرد دیگری نتوانیم، بنابراین خواهش می‌کنم ایشان را در سمت خود ابقا فرمایید!
محمد مایلی کهن: برادر عزیزم احمدی نژاد، بنده از شما تقاضا می‌کنم برای اینکه مدیریت ورزش دست یک عده گل باقالی نیفتد که با درجه سرباز صفری لقب ژنرال می‌گیرند بنابراین همان علی‌آبادی را با تمام معایبی که دارد و من و شما بهتر می‌دانیم برای مدیریت ورزش حفظ کنید. خدا شما را برای همیشه در این سمت حفظ کند!
رئیس فدراسیون دوومیدانی: آقای احمدی نژاد، من از مفاد آن نامه‌ای که در حمایت از علی‌آبادی امضا کردم خبر ندارم! اما طی نامه دیگری از شما خواهش می‌کنم که ایشان را برای ما حفظ کنید. تنها اشکال این برادر ما برای ورزش این است که وزنشان بالاست که بنده قول می‌دهم ایشان را وادار بکنم روزی دو ساعت دومیدانی! بکنند!
رئیس فدراسیون فوتبال: آقای احمدی نژاد عزیز! راستش را بخواهید بنده زیاد اختیار ندارم. اجازه بدهید قبل از اینکه نامه‌ای در حمایت از علی‌آبادی برای شما بفرستم، بدهم خود آقای علی‌آبادی نامه را بخوانند؛ اگر تایید کردند یقین بدانید من هم در حمایت از وی و لزوم تداوم حضور ایشان در مدیریت ورزش به شما نامه می‌دهم!
عادل فردوسی‌پور: شما بهتر می‌دانید که برنامه‌های ورزشی پر مخاطب نمی‌شوند مگر مدیران ورزشی همین جور سوتی بدهند؛ بنابراین از شما خواهش می‌کنم برای اینکه برنامه ۹۰ مخاطبینش را از دست ندهد آقای علی‌آبادی که از هر جهت سوتی می‌دهند را در این پست حفظ کنید!
علی پروین: من زیاد روی این یارو شناخت ندارم. به بچه‌ها گفتم این علی‌آبادی از شاگردای ما بوده؟ گفتند نه! گفتیم پس………………(با عرض پوزش بقیه اظهار نظر علی پروین در مورد علی‌آبادی به هیچ وجه قابل چاپ نیست!)
افشین قطبی: به نظر من مردم ایران فوتبال را با تمام وجود دوست دارند؛ بنابراین اینکه یک مدیری بدون ترس از آنها فوتبال ایران را به قهقرا بفرستد دل شیر دارد! پس با توجه به اینکه شما در کابینه تان به مدیرانی که دل شیر دارند نیاز دارید ایشان را در این پست ابقا بفرمایید!
محمد حسین صفار هرندی: برادر احمدی نژاد سلام علیکم: من از شما خواهش می‌کنم که در این پست هر کسی، حتی علی‌آبادی را بگذارید ولی خداییش اسفندیار رحیم مشایی را نگذارید!
مسئول امور خفیه: آقای احمدی نژاد، اینکه گفته می‌شود در دوران مدیریت ایشان یکسری از تیم‌ها رنگ سبز را انتخاب کرده و به این وسیله حمایت خودشان را از مهندس موسوی اعلام کردند اشتباه است؛ بنده اعلام می‌کنم که در دوران مدیریت ایشان هیچ تیمی لباس سبز نپوشید و با این کارش از مهندس موسوی حمایت نکرد؛ از شما خواهش می‌کنم که ایشان را به این دلیل عزل نکنید!
حاج آقا فیروزآبادی: برادر احمدی‌نژاد من نه تنها در این نامه، بلکه در آن نامه اولی که خیلی هم جنجالی شد اعلام کردم کسانی که می‌خواهند … ، و علی‌آبادی را خراب کنند خدا خودشان را خراب کند الهی! بنده هم در آن نامه و هم در این نامه درخواست کردم که علی‌آبادی را عزل نکنید!
یک بازداشتی: آقای احمدی نژاد، من اعتراف می‌کنم که آقای علی‌آبادی مثل ما نبود که با انگلیس ارتباط داشته باشد؛ من اعتراف می‌کنم که ایشان حتی راضی نمی‌شد که تیم‌های ملی با انگلیسی‌ها بازی تدارکاتی بگذارند. من اعتراف می‌کنم که ایشان در انقلاب مخملی دست نداشت، من اعتراف می‌کنم که ایشان از اینکه تیم‌های ملی و باشگاهی روی زمین چمن یکدست سبز بازی می‌کردند ناراحت بود، من اعتراف می‌کنم که دوست دارم ایشان در این پست باقی بمانند!
مسوول بازداشتگاهی غیر استاندارد: برادر دوستداشتنی و استانداردم آقای احمدی نژاد، من خواهش می‌کنم که آقای علی‌آبادی که مدیر یک مجموعه استاندارد بود را ابقا کنید؛ شما با این کارتان به دشمنان قسم خورده ثابت می‌کنید که ادارات ما مثل بازداشتگاه‌های ما نیست که غیر استاندارد باشد!
امیر قلعه‌نویی: آقای احمدی نژاد عزیز، من از شما خواهش می‌کنم کاری که در تیم ملی با من کردند و سریع عزلم کردند و این اجازه را ندادند که توانایی‌هایم را ثابت کنم شما با آقای علی‌آبادی عزیز نکنید و اجازه بدهید توانایی‌هایش را ثابت کند!
واعظ آشتیانی: آقای احمدی‌نژاد، من از شما تمنا می‌کنم شما هم مثل من تلاش کنید تا لمپن‌ها از ورزش دور شوند نه اینکه نزدیک شوند! از شما خواهش می‌کنم برادر علی‌آبادی را که مثل من با هر چی لمپنه مشکل دارد را در پست خودش ابقا فرمایید!
علی دایی: سلام عرض می‌کنم به آقای احمدی نژاد، ببخشید! من اصلا و ابدا به عنوان مربی دوست ندارم کسی در کارم دخالت کند، آن وقت چه جوری به خودم اجازه بدهم که در کار شما دخالت بکنم؟ ببخشید! ولی علی‌آبادی بهتر از بقیه است. لااقل باعث شد همه بفهمند فوتبال ما نیاز به یک مدیر قوی‌تر از ایشان دارد!
یک زندانی که دارد اعتراف می‌کند: آقای احمدی نژاد، من اعتراف می‌کنم که بعد از انتخابات سه نفر هم‌قسم شدند که آقای علی‌آبادی را خراب کنند و بگویند دوران مدیریت ایشان تیم فوتبال ما به جام جهانی نرفت، الان اعتراف می‌کنم که آنها اشتباه کردند و ایشان خیلی برای فوتبال ما زحمت کشیدند. من فکر می‌کنم اگر آقای احمدی نژاد ایشان را ابقا کند دور بعد قهرمان جام جهانی خواهیم شد!
یک زندانی دیگر که دارد اعتراف می‌کند: آقای احمدی نژاد، به درک! بگذار همه بگویند اینها بیرون زندان یک جور حرف می‌زدند و الان که آمدند زندان حرف شان را عوض کردند. من حق را می‌گویم و حق این است که علی‌آبادی به درد ورزش کشور می‌خورد و بس. حتی من یک چیزی را خدمت شما عرض کنم، یک زندانی دیگر هم گفته است که من می‌دانم علی‌آبادی به درد ورزش کشور می‌خورد ولی دوست ندارم به این مساله اعتراف کنم!

۱۴ مرداد, ۱۳۸۸

شیر زنان ایرانی در گذر تاریخ

نویسنده: hamed - دسته‌ها: دسته‌بندی نشده - برچسب‌ها:

یوتاب : سردار زن ایرانی که خواهر آریوبرزن سردار نامدار ارتش شاهنشاهی داریوش سوم بوده است . وی درنبرد با اسکندر گجستک همراه آریوبرزن فرماندهی بخشی از ارتش را بر عهده داشته است او در کوههای بختیاری راه را بر اسکندر بست . ولی یک ایرانی راه را به اسکندر نشان داد و او از مسیر دیگری به ایران هجوم آورد . از او به عنوان شاه آتروپاتان ( آذربایجان ) در سالهای ٢٠ قبل از میلاد تا ٢٠ پس از میلاد نیز یادشده است . با اینهمه هم آریوبرزن و هم یوتاب در راه وطن کشته شدند و نامی جاوید از خود برجای گذاشتند .

آرتمیز : نخسیتن و تنها زن دریاسالار جهان تا به امروز . او به سال ۴٨٠ پیش از میلاد به مقام دریاسالاری ارتش شاهنشاهی خشیارشا رسید و در نبرد ایران و یونان ارتش شاهنشاهی ایران را از مرزهای دریایی هدایت می کرد . تاریخ نویسان یونان او را در زیبایی – برجستگی و متانت سرآمد همه زنان آن روزگار نامیده اند.آرتمیس نیز درست میباشد .

آتوسا : ملکه بیش از ٢٨ کشور آسیایی در زمان امپراتوری داریوش بزرگ . هرودوت پدر تاریخ از وی به نام شهبانوی داریوش بزرگ یاد کرده است و آتوسا را چندین بار در لشگرکشی ها داریوش یاور فکری و روحی
داریوش بزرگ دانسته است . چند نبرد و لشگر کشی مهم تاریخی ایران به گفته هرودوت به فرمان ملکه آتوسا صورت گرفته است .

آرتادخت : وزیر خزانه داری و امور مالی دولت ایران در زمان شاهنشاهی اردوان چهارم اشکانی . به گفته کتاب اشکانیان اثر دیاکونوف روسی خاور شناس بزرگ او مالیات ها را سامان بخشید و در اداره امور مالی خطایی مرتکب نشد و اقتصاد امپراتوری پارتیان را رونق بخشید .

آزرمی دخت : شاهنشاه زن ایرانی در سال ۶٣١ میلادی . او دختر خسرو پرویز بود که پس از” گشتاسب بنده” بر چندین کشور آسیایی پادشاهی کرد . آذرمیدخت سی و دومین پادشاه ساسانی بود . واژه این نام به چم ( معنی) پیر نشدنی و همیشه جوان است .

آذرآناهید : ملکه ملکه های امپراتوری ایران در زمان شاهنشاهی شاپور یکم بنیانگذار سلسله ساسانی . نام این ملکه بزرگ و اقدامات دولتی او در قلمرو ایران در کتیبه های کعبه زرتشت در استان فارس بارها آمده است و او را ستایش کرده است . ( ٢۵٢ ساسانیان )

پرین : بانوی دانشمند ایرانی . او دختر کیقباد بود که در سال ٩٢۴ یزدگردی هزاران برگ از نسخه های اوستا را به زبان پهلوی برای آیندگان از گوشه و کنار ممالک آریایی گردآوری نمود و یکبار کامل آنرا نوشت و نامش در تاریخ ایران زمین برای همیشه ثبت گردیده است . از او چند کتاب دیگر گزارش شده است که به احتمال زیاد در آتش سوزی های سپاه اسلام از میان رفته است .

زربانو : سردار جنگجوی ایرانی . دختر رستم و خواهر بانو گشسب . او در سوار کاری زبده بوده است که در نبردها دلاوری ها بسیاری از خود نشان داده است . تاریخ نام او را جنگجویی که آزاد کننده زال – آذربرزین و تخوار از زندان بوده است ثبت کرده .

فرخ رو : نام او به عنوان نخستین بانوی وزیر در تاریخ ایران ثبت شده است وی از طبقه عام کشوری به مقاموزیری امپراتوری ایران رسید .

کاساندان : پس از شاهنشاه ایران او نخسین شخصیت قدرتمند کشور ایران بوده است . کاساندان تحت نام ملکه٢٨ کشور آسیایی در کنار همسرش کورش بزرگ حکمرانی میکرده است . مورخین یونانی ( گزنفون ) از ویبا نیکی و بزرگ منشی یاد کرده است .

گردآفرید : یکی دیگر از پهلونان سرزمین ایران . تاریخ از او به عنوان دختر گژدهم یاد میکند که بالباسیمردانه با سهراب زور آزمایی کرد . فردوسی بزرگ از او به نام زنی جنگجو و دلیر از سرزمین پاکان یادمیکند .

آریاتس : یکی از سرداران مبارز هخامنشی ایران در سالهای پیش از میلاد . مورخین یونانی در چند جا نامیکوتاه از وی به میان آورده اند .

گردیه : بانوی جنگجوی ایرانی . او خواهر بهرام چوبینه بود . فردوسی بزرگ از او به عنوان هسمرخسروپرویز یاد کرده که در چند نبردها در کنار شاهنشاه قرار داشته است و دلاوری بسیاری از خود نشان دادهاست . ( ساسانی ٣۴٨ + شاهنامه فردوسی )٢٧۴

هلاله : پادشاه زن ایرانی که به گفته کتاب دینی و تاریخی بندهش ( ٣٩١ یشتها ۱+۲۷۴ یشتها ۲)کیانیان بر اریکه شاهنشاهی ایران نشست . از او به عنوان هفتمین پادشاه کیانی یاد شده است که نامش را “همایچهر آزاد” ( همای وهمون ) نیز گفته اند . او مادر داراب بود و پس از “وهومن سپندداتان” بر تخت شاهنشاهیایران نشست . وی با زیبایی تمام سی سال پادشاه ایران بود و هیچ گزارشی مبنی بر بدکردار بودن وی و ثبتقوانین اشتباه و ظالمانه از وی به ثبت نرسیده است .

پوران دخت : شاهنشاه ایران در زمان ساسانی . وی زنی بود که بر بیش از ١٠ کشور آسیایی پادشاهی میکرد .او پس از اردشیر شیرویه به عنوان بیست و پنجمین پادشاه ساسانی بر اریکه شاهنشاهی ایران نشست و فرامانروایی نمود .

شیرین : شاهزاده ارمنی . ارمنستان یکی از شهرهای کوچک ایران بود و شاه ارمنستان زیرا نظر شاهنشاه ایران . خسرو پرویز و شیرن حماسه ای از خود ساختند که همیشه در تاریخ ماندگار ماند . شیرین از خسرو ۴ فرزند به نامهای نستور – شهریار – فرود و مردانشه بدنیا آورد که هر چهار فرزند وی در زندان کشته شدند .
پس او سر بر بالین ( جسد بی جان ) خسرو نهاند و با خوردن زهری عشق اش به خسرو را جاودانه ساخت و هردو جان باختند .

بانو گشنسب : دختر دیگر رستم – خواهر زربانوی دلیر . نام بانو گشسب جنگجو در برزونامه و بهمن نامه بسیار آمده است . یکی از مشهورترین حکایت های او نبرد سه گانه فرامرز – رستم و بانوگشسب است . او منظومه ای نیز به نام خود دارد که هم اکنون نسخه ای از آن در کتابخانه ملی پاریس و در کتابخانه ملی بریتانیاموجود است

۹ مرداد, ۱۳۸۸

آقای وزارت کشور…شما کتکت رو بزن چیکار داری ما مجوز داریم یا نداریم!

نویسنده: hamed - دسته‌ها: دسته‌بندی نشده

یه سئوال کوچیکی واسه ما پیش اومده اونم اینه که مردم که قراره تو همه مراسم ها …چه با مجوز چه بی مجوز… کتک بخورن دیگه دادن و ندادن مجوز چه صیغه ایه؟..این مطلب من رو یاد یه داستانی میندازه..

میگن یه بابائی احتیاج به دست به آب داشته , دستشوئی پیدا نمیکنه
میره یه داروخانه میگه : آقا جان نفت داری؟
داروخانه چی بروبر نیگاش میکنه و میگه: نفت؟.. نه بابا جان اینجاداروخانس..نفتمون کجا بود؟
طرف میگه : ای شا…دم تو داروخانه ای که نفت نداره!می..شه و میره.
دو روز بعد طرف دوباره داشته از اونجا رد میشده باز دستشوئیش میگیره
میره همون داروخانه میگه : آقا نفت داری؟
داروخانه چی ایندفعه میترسه و میگه :آره قربونت داریم!
طرف میگه : ای شا…دم به داروخانه ای که نفت داره .باز می…شه میره
یه هفته بعد باز داشته از اونجا رد میشده باز دستشوئیش میگیره
میره تو داروخانه میگه :آقا نفت داری؟
داروخانه چی میگه : نه آقا , نفت نداریم ولی یه عرض داشتم , بیا اینجا , بابا تو ب..ش برو تو چیکار داری ما نفت داریم یا نداریم؟!
حالا ماجرای این وزارت کشوره , یکی نیست بگه بابا تو کتکت رو بزن..چیکار داری ما مجوز داریم یا نداریم!

۲ مرداد, ۱۳۸۸

پیام خوش آمد گویی در پروازهای ایران

نویسنده: hamed - دسته‌ها: دسته‌بندی نشده

با درود به روان پاک بنیانگذار انقلاب اسلامی و مقام معظم رهبری و رئیس جمهور شب تاب، ورود شما را به هواپیمای جمهوری اسلامی ایران خوشامد میگویم و برایتان سفر خوشی را آرزو میکنم. اگر در هوای داخل کابین اختلالی پیش آمد، سربند مخصوصی از بالای سرتان به پایین می افتد که رویش نوشته: جانم فدای رهبر. فورا آنرا برداشته و بسیجی وار آنرا دور سر خود ببندید و یا حسین گویان از دربهای اضطراری یعنی دو درب در جلو ، دو درب درعقب و یک درب در وسط هواپیما به بیرون پرت شوید. توجه داشته باشید که در همه حال حجاب اسلامی را رعایت کنید حتی در موقع پرت شدن از هواپیما. برای مواقع اضطراری یک بسته کفن در زیر صندلی شما قرارداده شده که آنرا بیرون آورده و بعد از گفتن شهادتین و دعا برای سلامتی رهبر بپوشید. از کلیه مسافرین محترم و عاشقان شهادت خواهشمندم در طول پرواز تا لحظه مرگ از وسایل الکترونیکی مانند تلفن همراه و لب تاپ و چرتکه و ماشین حساب اکیدا خودداری کنید. برایتان سفر آخرت دلپذیری را آرزو میکنم. ناراحت نباشید این شتری است که درب خانه همه میخوابد. یکی زودتر یکی دیرتر. خوشا به سعادت شما که سوار هواپیمای ما شدید تا شهید شوید. اگر دستمال کاغذی برای پاک کردن اشکهایتان لازم داشتید ما نداریم باید همراه خودتان می آوردید. در طول پرواز، همکارانم از شما پذیرایی خواهند کرد ولی قبل از آن مراسم سینه زنی و نوحه خوانی داریم. تسبیح برای ذکر استغفار در رنگهای مختلف موجود است که تقدیم خواهد شد

پیام خوش آمد گویی در پروازهای ایران

نویسنده: hamed - دسته‌ها: دسته‌بندی نشده

با درود به روان پاک بنیانگذار انقلاب اسلامی و مقام معظم رهبری و رئیس جمهور شب تاب، ورود شما را به هواپیمای جمهوری اسلامی ایران خوشامد میگویم و برایتان سفر خوشی را آرزو میکنم. اگر در هوای داخل کابین اختلالی پیش آمد، سربند مخصوصی از بالای سرتان به پایین می افتد که رویش نوشته: جانم فدای رهبر. فورا آنرا برداشته و بسیجی وار آنرا دور سر خود ببندید و یا حسین گویان از دربهای اضطراری یعنی دو درب در جلو ، دو درب درعقب و یک درب در وسط هواپیما به بیرون پرت شوید. توجه داشته باشید که در همه حال حجاب اسلامی را رعایت کنید حتی در موقع پرت شدن از هواپیما. برای مواقع اضطراری یک بسته کفن در زیر صندلی شما قرارداده شده که آنرا بیرون آورده و بعد از گفتن شهادتین و دعا برای سلامتی رهبر بپوشید. از کلیه مسافرین محترم و عاشقان شهادت خواهشمندم در طول پرواز تا لحظه مرگ از وسایل الکترونیکی مانند تلفن همراه و لب تاپ و چرتکه و ماشین حساب اکیدا خودداری کنید. برایتان سفر آخرت دلپذیری را آرزو میکنم. ناراحت نباشید این شتری است که درب خانه همه میخوابد. یکی زودتر یکی دیرتر. خوشا به سعادت شما که سوار هواپیمای ما شدید تا شهید شوید. اگر دستمال کاغذی برای پاک کردن اشکهایتان لازم داشتید ما نداریم باید همراه خودتان می آوردید. در طول پرواز، همکارانم از شما پذیرایی خواهند کرد ولی قبل از آن مراسم سینه زنی و نوحه خوانی داریم. تسبیح برای ذکر استغفار در رنگهای مختلف موجود است که تقدیم خواهد شد

بیانیه ستاد جنبش سبز

نویسنده: hamed - دسته‌ها: دسته‌بندی نشده

در پی حضور تعدادی “نماز اولی” در نماز جمعه هفته گذشته تهران و آشنا نبودن آنها با نماز جمعه، ستاد اقامه نمازجمعه سبز برای تکرار نشدن برخی موارد پیش آمده اطلاعیه‌ای منتشر کرد. در این بیانیه به نکات زیر اشاره شده است:
۱- هنگام نماز باید کفشها را درآورد.
۲- قنوت رکعت دوم نماز جمعه، بعد از رکوع است. الکی به امام جمعه فحش ندهید که نماز خواندن بلد نیست.
۳- در تهران هر هفته برای برگزاری نماز جمعه، خیابان انقلاب را از سر وصال تا میدان انقلاب می‌بندند. به‌خاطر “این موضوع” دعوا راه نیاندازید.
۴- خیابان انقلاب جلوتر از محراب مصلی است. اگر در خیابان انقلاب نماز خوانده‌اید نمازتان را اعاده کنید.(یعنی دوباره بخوانید)
۵- نماز جمعه در آمریکا هم “مختلط” اقامه نمی‌شود. این یک مورد را بی‌خیال شوید.
۶- در دانشگاه تهران، قبله قبل از دولت احمدی‌نژاد هم به سمت میدان انقلاب بوده… با طرفداران احمدی‌نژاد سر این موضع جر و بحث نکنید.
۷- هنگام نماز نباید با بغل دستی حرف زد.
۸- خانمها برای نماز جمعه مانتوی آستین بلند بپوشند.
۹- در رکعت دوم نماز جمعه معمولا سوره “منافقون” خوانده می‌شود… به خودتان نگیرید.
نکات تکمیلی متعاقبا اعلام خواهد شد.